صعود ناکام به شيرباد...

بر .

چندی پيش در اواسط بهمن ماه 90 به همراه تعدادی از اعضای باشگاه تارک بيرجند قصد صعود به قله شيرباد مشهد رو داشتيم. اما اینکه چه به سرمون اومد و چه شرایطی رو تجربه کردیم رو در ادامه بخونيد...

 

روز اول به علت بارندگی شدید موفق به صعود نشدیم. روز بعد از استخر ماهی شروع به پيمایش کردیم. 3 ساعت اول مسير را در شيب های تند و پر برف کتل گذراندیم. هوا نسبتا مساعد بود. ورزش ملایم باد و خورشيدی که در پشت لایه اندکی از ابر بر زمين سرد می تابيد...

 

ابتدای صعود

 

hassan khorashadi

رفته رفته بر شدت باد افزوده می شد و هوا نيز سردتر. گامها آهسته و به سختی برداشته می شد. حدود نيم ساعت مانده به پناهگاه، من برای فيلم برداری از تيم جدا شدم و حدود 20 متر از آنها فاصله گرفتم. تيم را در پشت سرم می دیدم که ناگهان ...

کوهنورد

بوران شدیدی شروع شد و من در یک شيب تند در حال صعود بودم.بالاجبار در همان محل نشستم تا بوران قطع شود. محدوده دید بسيار کم شده بود و دیگر تيم را نمی دیدم. پس از چند دقيقه بوران ضعيف شد اما اثری از تيم در پشت سر من نبود. هيچ نشانه ای از بچه ها نبود. مسير کمپ را در پيش گرفتم. هر چه بالاتر می رفتم بوران نيز شدید تر می شد. به محل همواری رسيدم که گمان می کردم محدودهی کمپ باشد. اما محدوده دیدم به قدری کم بود  که حتی 1 متر جلوتر را نيز به سختی می دیدم. تلاش هایم برای رسيدن پيدا کردن کمپ و بچه ها بی فایده بود. دیگر مطمئن بودم که گم شده ام.

وزش باد و بوران بالای 80 کيلومتر بر ساعت ، دمای کمتر از منفی 30 درجه و تقلای زیاد برای یافتن تيم، توانم را از من گرفته بود. چشمانم یخ زده بود . به سختی نفس می کشيدم و راه می رفتم. دیگر توان فریاد زدن و ادامه مسير را نداشتم. برای مدت کمی در پناه یک سنگ نشستم. اما اگر در همين وضعيت باقی می ماندم جانم را از دست داده بودم. بيشتر به سایر اعضا فکر می کردم که نگران گم شدن من هستند .تصميم به برگشت گرفتم...

شیرباد

اما آنقدر بوران مرا به این سو و آن سو پرت کرده بود که نمی دانستم از کدام سمت آمده ام و مسير برگشت کجاست. هيچ ابزار جهت یابی نداشتم. نا اميد شده بودم....

ناگهان چشمم به خورشيد افتاد که در آسمان به سختی دیده می شد. با دیدن خورشيد اميدی دوباره گرفتم . هيجان زده شدم... جهت یابی کردم و به راه افتادم. مسير خاصی نداشتم و فقط به سم جنوب حرکت می کردم. بوران ، سرما ، ارتفاع زیاد برف، خطر بهمن و ...

سر انجام در روی یالی قرار گرفتم که مسير مناسبی برای برگشت بود. هر چه ارتفاع کمتر می شد شرایط نيز مساعت تر می شد. درختان استخر ماهی را می دیدم. دیگر مطمئن بودم که نجات خواهم یافت...

هنوز مشغول شادی و شکر خدا بودم که صدای بچه ها به گوشم رسيد. پس از اندکی آنها را در روی یالی که در سمت راستم بود دیدم که در حال پایين آمدن بودند. به آنها اشاره کردم که حالم خوب است. خوشحالی آنان نيز از دور قابل درک بود. به سمت شياری که بين دو یال قرار داشت رفتم. آنها نيز به همان سمت می آمدند...

کوهنورد

ناگهان صدای غرشی شنيدم. و مقداری برف که به زیر پاهایم می ریخت. به بالا نگاه کردم. واااای بهمن... توده ای از برف را دیدم که از شيب سمت راست به پایين می ریخت. به سرعت خود را به سمت مخالف پرت کردم و با اختلاف چند ثانيه از مسير بهمن دور شدم...

وقتی همه چيز آرام شد با صحنه دلخراشی مواجه شدم. دو نفر از اعضا تا نيمه در زیر برف گير کرده بودند و نفر سوم فقط پاهایش بيرون از برف بود . نمی توانست نفس بکشد و مدام پاهایش را به اطراف می کوبيد...

فورا خودم را به محل رساندم و با کمک یکی دیگر از بچه ها که از ماجرا با خبر شده بود و فورا خود را به آنجا رساند، شروع به بيرون کشيدن آنان کردیم. ابتدا به سراغ نفر سوم رفتيم و سرش را آزاد کردیم . و بعد شروع که کنار زدن برف های اطرافشان کردیم. اما برف ها به قدری فشرده شده بودند که قادر به تکان خوردن نبودند .حتی لایه ی نازکی از برف در اطرافشان نيز مانع از تکان خوردنشان می شد و باید تمام برف ها را کنار می زدیم. دیگر رمقی برایم باقی نمانده بود . پس از کلی تلاش توانستيم آنها را بيرون بکشيم. این سومين بهمنی بود که تيم در زمان گم شدن من پشت سر گذاشته بود...

پس از بازگشت سالم به استخر ماهی

حسن خراشادی

کوهنورد

hassan khorashadi

بچه ها یکدیگر را در آغوش می گرفتند . خوشحالی در چهره همه نقش بسته بود . به خاطر تمام مشکلات و سختی هایی که پشت سر گذاشته بودیم. به مکانی مناسب ، در استخر ماهی رسيدیم و شروع به خوردن و عکس گرفتن و بازگویی وقایع کردیم. صورت یخ زده بچه ها سوژه عکاسان بود. و همچنين سرما زدگی که در مچ دستان اکثر آنان ایجاد شده بود.

hassan khorashadi

به قول سرپرست تيم: "تجربه ای داشتيم که به اندازه یک صعود هفت هزاری ارزش داشت."

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تغییر کد امنیتی