در رکاب زندگی

بر .

 

93/06/24

تهران تا خراسان جنوبی

 اینجا بارگاه سوم دماوند. ناخواسته شلوغ ترین زمان را برای صعود انتخاب کرده بودیم . بارگاه به شدت شلوغ بود و حتی بیرون به زحمت جایی برای چادر زدن پیدا کردیم. کیسه خواب های خوبی که مناسب خوابیدن در چادر باشد نداشتیم...

دماوند

هم هوایی

 به همراه همنورد خوبمان سیاوش و کینگا کوهنورد لهستانی که هر سال برای دیدار با دماوند به ایران می آید.

 شب سردی را پشت سر گذاشتیم و صبح با سرماخوردگی از خواب بیدار شدیم!

تصمیم گرفتیم آن روز را به استراحت بگذرانیم و جایی در بارگاه پیدا کنیم تا روز بعد برای صعود تلاش کنیم.

علائم ارتفاع زدگی هم نداشتیم و با جایی که در بارگاه پیدا کردیم، امید زیادی به صعود داشتیم.

اما...صبح روز بعد بیماری شدیدتر شد و تصمیم به بازگشت گرفتیم.
چه بازگشتی... هر قدم ایستادن و قله را نظاره کردن...

hassan & mahshid

پس از بازگشت از دماوند برای بهبود بیماری دو روز در لاریجان استراحت کردیم. و برای جبران ، از دیدار دوباره ی دریا صرف نظر کردیم.

 بازگشت به شمال...

cycletourist

 اولین پنچری!

نزدیکی بابل

 موجودی بسیار نادر در شمال کشور! سطل زباله!

کیلومتر ها زباله هایمان را حمل میکردیم به امید دیدن یکی ازین مخلوقات کمیاب!

دلیل محکمی بر آن همه زباله ی کنار جاده و دریا...

 شهر بهار نارنج...ساری

 حسابی از گرما کلافه بودیم...

hassan & mahshid

 شلوغی های بی پایان...

 مینو دشت و اسکان پر ماجرا Tongue Out

تابلوی دوست داشتنیLaughing

 جنگل گلستان...

جنگل گلستان

 دیداری غیر منتظره با دوست و همشهری دوچرخه سوار ، آقای حنفی و خانواده ی مهربانشان

 شبمانی در آبشار گلستان...و همزیستی مسالمت آمیز ما با گرازها !

 تونل گلستان

 و بالاخره اولین تابلوی بیرجند

در کنار آتشبان های گلستان که خبر از آتش سوزی های فراوان جنگل  دادند .

 به سمت بجنورد و هوایی آشنا...

سایکلتوریست

 بر فراز گردنه بدرانلو

 دیدار با دانیال، دوست و همکلاسی قدیمی حسن در بجنورد

مشهد ، جمع دوستان نجومی !

 مشهد دیدار های بسیاری را برایمان رقم زد...

بدرقه خانواده مهشید قبل از خروج از مشهد

 فیض آباد

و باز هم دیدار... محمد ،دوست و همکلاسی قدیمی حسن

خانواده ای دوست داشتنی و خونگرم

 عبور از کویر عمرانی

مسیری گرم و دشوار اما دوست داشتنی...

به انتهای خراسان رضوی چیزی نمانده بود...

 قبل از خضری (اولین شهر در خراسان جنوبی) به شب خوردیم.

شبمانی در آبادی متروکه در نزدیکی جاده، و ستاره باران آسمان...

 آخرین استان...

تا خانه راهی نمانده...

 پایتخت طلای سرخ جهان ، قائن

 

شبی خوش در جمع دوستان قاین

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تغییر کد امنیتی