در رکاب زندگی

بر .

خبر بیماری و بستری شدن آقای عمیدیان (مدیر کل اداره ورزش و جوانان خراسان جنوبی ) را شنیدیم. و در کمال ناباوری امروز خبر فوت...

از بدترین لحظه های سفر را گذراندیم. امیدمان به بهبودی این مرد تبدیل شد به دعای صبر برای خانواده ای که عزیزی از دست داد. روحشان شاد

 93/05/27

گیلان تا تهران

وارد گیلان که شدیم ، دوست عزیزی به استقبالمان آمد. نتیجه اش شد عکس های دو نفره ی پا بر رکاب Wink
 

 مهدی و حنانه ی عزیز و دختر دوست داشتتنی شان ،هانا

آستارا مهمان این دوستان مهربان بودیم

دریاچه استیل

 ساحل گیسوم

جنگل گیسوم

 جاده های فرعی زیبا

به سمت ماسال ، بهشت گیلان

در کنار جواد و فاطمه ، دوستان عزیز ماسالی

 استیل های فراوان گیلان...

نزدیک رشت

از رشت به سوی لاهیجان روان شدیم.

دیدار با آنان که مثل ما سفر میکنند ، جانی دوباره میبخشد Smile

 کلوچه Laughing

 دوستی که واقعی شد!

حسن و حامد حسینی (سایکلتوریست اهل داراب) ، دوستان صمیمی چهار ساله ای بودند که لاهیجان اولین دیدارشان را رقم زد!

شب مانی در کنار زاهد گیلانی

به دور از هیاهو و گرمای شهر

 بدرود گیلان زیبا...

 سواحل مازندران

 و خداحافظی چند روزه با دریا

پیش به سوی دماوند زیبا...

 پیچ و خم های جاده چالوس

 دریاچه سد کرج

شب را کرج خوابیدیم. صبح منتظر دوستی بودیم که میخواست تا تهران همراهی مان کند.

حامد کشانی عزیز ، با دستی پر به استقبالمان آمد...

 باز هم از همان عکس های دو نفره پا در رکاب که کمتر برایمان پیش می آید...

 آزادی...!!!

در تهران ، مهمان آقای صالحی مهربان بودیم.

این چند روز آرامش بسیار یافتیم و خستگی را حسابی از تن تکاندیم.

در کنار حامد و آقای صالحی عزیز ، روزهای بسیار خوشی داشتیم. دوستی هایی که با سرعت اوج میگیرند و لحظاتی که برای همیشه در ذهن و قلبمان ماندگارند...

 

به سوی دماوند در حرکتیم. دماوند زیبا...پذیرایمان باش!

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تغییر کد امنیتی